السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

158

تفسير الميزان ( فارسي )

مىافكنيم تا نفهمند و در گوشهايشان كرى ايجاد مىكنيم تا نشنوند » ، و جمله * ( « نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَسْتَمِعُونَ » ) * ناظر و دليل كر كردن است . و جمله * ( « وَإِذْ هُمْ نَجْوى » ) * ناظر به پرده افكندن بر دلها است . و معناى مجموع آن دو چنين مىشود : « ما به گوشهاى ايشان كه با آن به تو گوش مىدهند داناتريم ، و به دلهاى ايشان كه با آن به كار تو مىنگرند عالمتريم ، و چگونه عالمتر نباشيم و حال آنكه آفريدگار و مدبر آنها مائيم ، پس ما به آنچه كه با آن گوش مىدهند يعنى به گوشهايشان در حين گوش دادن عالمتريم و همچنين به دلهاشان در آن هنگام كه با هم به حالت نجوى و در گوشى حرف مىزنند ، و از ترس صدا بلند نمىكنند داناتريم كه ظالمين ايشان بعد از بيخ گوشيها حرف زدن ، در آخر رأى مىدهند و مىگويند شما مسلمانان جز مردى جادو شده را پيروى نمىكنيد ، و همين خود مصداق اين است كه اينها حق را نفهميده‌اند » . اين آيه اشعار و بلكه دلالت دارد بر اينكه مشركين نزد وى نمىآمدند تا قرآن به گوششان نخورد ، چون از ملامت هم مسلكان خود مىترسيدند ، و اگر نزد آن جناب مىآمدند پنهانى بوده و حتى اگر يكى از ايشان فرد ديگرى را در حال استماع قرآن مىديده آهسته او را ملامت مىكرده ، زيرا مىترسيده كه رسول خدا ( ص ) و مؤمنين پى ببرند و بفهمند كه اين افراد دشمنند بعضى به بعضى مىگفتند پيروى نمىكند مگر مردى جادو شده را ، و بر طبق همين بيان رواياتى در شان نزول آيه مورد بحث آمده و به زودى آن روايات را در بحث روايتى آينده ان شاء اللَّه ايراد خواهيم نمود . * ( « انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا » ) * . كلمه « مثل » به معناى وصف و ضرب المثل بيان صفات است و معناى آيه روشن است ، و اين نكته را افاده مىكند كه مشركين كارشان به جايى رسيده كه ديگر اميدى به ايمان آوردنشان نيست هم چنان كه در جاى ديگر فرموده « سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » « 1 » . * ( « وَقالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَرُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً » ) * . در مجمع البيان مىگويد : شكسته و پوسيده هر چيزى را « رفات » مىگويند و اين صيغه ، يعنى صيغه فعال بيشتر در هر چيزى كه شكسته و خرد شده باشد به كار مىرود ، گفته

--> ( 1 ) بر ايشان يكسان است چه انذارشان كنى و چه نكنى ايمان نمىآورند . سوره يس ، آيه 10 .